الشيخ الطبرسي ( مترجم : عابدي )

200

الآداب الدينية للخزانة المعينية ( عربي - فارسي )

از كلام زبيدى فهميده بدست مىآيد كه ارزشهاى اخلاقى وملكاتى كه سبب اعمال نيك شده ، ادب ناميده مىشوند . ولى با دقت در موارد استعمال اين واژه معلوم مىشود كه اخلاق يك حالت يا ملكه نفسانى است كه مربوط به روح انسان ودرون اوست ، ولى ادب مربوط به اعمال بيرونى وجوارحى انسان است . وقتى گفته مىشود : « كسى را ادب نمودم » مقصود آن است كه شخصى را تنبيه نموده و اين تنبيه سبب وعلت بر ادب شدن أو گرديده است . در روايتى نيز از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله آمده است كه : « اين قرآن ادبستان خدا است » يعنى قرآن كريم كتاب ادب است وخداوند از مردم خواسته است كه از اين كتاب ادب بياموزند . علامه طباطبايى معتقد است كه : « هر هيئت نيكوئى كه براي اعمال انسان باشد آن را ادب مىنامند چه در كارهاى ديني مثل آداب دعا باشد يا در كارهاى اجتماعى وعقلائى مثل آداب ملاقات دوستان ، و بلكه مىتوان گفت : ظرافتهاى هر كارى را ادب آن كار مىنامند . وادب تنها در كارهاى اختيارى مصداق داشته ، و هر كارى كه بتواند شكلهاى مختلف داشته باشد و در يك صورت متصف به ادب گردد و در صورتى ديگر خير ، بهترين شكل ممكن آن عمل را ادب آن مىنامند . مثلا ادب غذا خوردن در اسلام اين است كه با نام خداوند شروع و با حمد الهى پايان يابد و از پرخورى بپرهيزد « . نتيجه آنكه : هر علمى كه مىتواند صورتها وشكلهاى مختلف به خود بگيرد ، بهترين شكل انجام آن را ادب آن كار مىنامند . و هر گاه آن فعل با چنين شكل وصورتى انجام شود آن را مؤدبانه مىنامند .